چوب لاي چرخ زندگي بگذارند تا ...گاهي انسان احساس مي كند اساس همه چيز به هم ريخته و همه
اجزاء وجودش با هم درگيرند.مي خواهد فرياد بزندكه... مي خواهد...كه يادش مي آيد چندكيلومتر
آنطرفترحرم بي بي معصومه (س) بيست وچهار ساعته به رويش باز است. كمي بيشتر فكر مي كند
مي بيندآغوش گرم مادر به رويش باز است، باران شلاقي محبت همسرتمامي ندارد،دريا چه طوفاني
وچه آرام ديدنيست،جنگل وسرسبزيهايش ستودنيست و خدا نه براي اين چيزها بلكه براي ...دوست
داشتنيست نه نه زبانم لال كه خدا پرستيدنيست.وخداپرستي تنها بهانه زندگيست.اندكي صبر شايد
سحر هم نزديك باشد.









